آیا کسی بود که کند یاری

آیا کسی بود که کند یاری

 پدر شوهرِخانم صفایی نژاد به دنبال این کرامت، نذر خود را که اهدای یک قطعه فرش است، ادا می کند و در دل می گوید :

 

دلم می‏خواست می توانستم برای این امامزادگان بزرگوار و با کرامت که دنیایی از غربت و غریبی بر چهره دارند کاری بکنم.

 

تا این که در عالم رؤیا خود را در حرم مطهّر سیّد الکریم -علیه السّلام-می بیند. فقط دستی در ضریح مطهّر به چشم می خورد. به طرفی اشاره می کند و صدایی می شنود که «دو طفل، دو کوچه آن طرف تر هستند. آنها به کمک محتاج ترند.»

-لاحول ولاقوّه الاّ بالله، فریاد از غریبی آل الله -پس از پرس‏وجو و تحقیق از اهل محل و هیات امنا، در می یابد که خوابش از رؤیاهای صادقه بوده است و امام زادگانی فراموش شده و غریب ،از نسل حضرت ابراهیم- علیه السّلام -دو کوچه آن طرف تر ،دقیقاَ همان جایی که در خواب آدرس داده بودند، وجود دارند که چشم به راه غربت زدایی هستند. سلام خداوند بر آن ها و اجداد طاهرینش باد الی یوم القیامه.